شمس الدين محمد بن محمود آملي
8
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
مقت گردد ، و از اينجا گفتهاند : التصوف كله أدب ، و رعايت اين پنج ادب به نسبت با حضرت ربوبيت است . ششم آنست كه همچنانكه حق تعالى را پيوسته بر جميع احوال خود ظاهر و باطن واقف و مطلع بيند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله را نيز بر ظاهر و باطن خود مطلع و حاضر داند و از مخالفت او سرا و اعلانا شرم دارد و هيچ دقيقه از آداب صحبت او فرو نگذارد . هفتم آنكه در خواطر خود مجال ندهد كه هيچ آفريده را آن كمال منزلت و علو مرتبتى كه او را بود ممكن باشد ، و هيچ سالك به حضرت عزت بى دلالت او راه تواند يافت ، و هيچ دليرا قوت تكميل و ارشاد او تواند بود . هشتم آنكه در متابعت سنت او غايت جهد مبذول دارد و اهمال در آن جايز نشمرد و بيقين بداند كه درجه محبوبى نتوان يافت إلا بمراعات سنن او و طاعات او را به حكم أطيعو اللّه و اطيعو الرّسول ، باطاعت حق مقرون داند . نهم آنكه هر كه به دو نسبت دارد به صورت يا معنى همچو سادات و علما و مشايخ كه ورثهء علم اويند همه را از براى محبت او دوستدارد و تعظيم و احترام ايشان واجب داند ، و رعايت اين چهار ادب به نسبت با حضرت رسالت است . دهم آنكه اعتقاد بشيخ چنان كند كه در تربيت و ارشاد و تاديب و تهذيب از او كاملتر در عصر او ديگرى نيست ، چه اگر رابطهء محبت و اعتقاد ضعيف بود أقوال و أحوال شيخ را در او تأثير زياده نشود و تأثيرى نباشد . يازدهم آنكه بر ملازمت صحبت شيخ عزيمت خود را ثابت دارد و أز رد و تبعيد شيخ مر او را برنگردد ، چه شيخ را در تفحص أحوال مريدان امتحانات بسيار افتد . دوازدهم آنكه تسليم تصرفات او گردد و بهر چه فرمايد منقاد و راضى گردد ، و به هيچ وجه ظاهرا و باطنا در خود مجال اعتراضات بر تصرفات شيخ ندهد و هر گاه كه بر او چيزى از احوال شيخ مشكل آيد و وجه صحت آن بر او مكشوف نشود قصهء موسى و خضر عليهما السّلام را ياد كند .